X
تبلیغات
رایتل





























یکتا

ازخاطراتم درترکیه در کنار همسرم و میوه عشقمون یکتا مینویسم

روز شنبه عروسی عموی یکتا هست و همه در حال تدارک  مراسم  

 

برای یکتا جونم لباس عروس خریدم اینقدر قشنگه مثله فرشته ها میشه عکسشو حتما میزارم کفشش سفید تل سفید وای خیلی ذوق کردم حالا فکر میکنم چقدر پدر مادر هامون وقتی بزرگ میشیم و عروس میشیم تو لباس سفید میبیننمون ذوق میکنن ما هم تو بچگی لباس عروس پ.شیدیم و چقدر زود گذشته درسته؟؟؟ 

 

در تدارک تولد هم باید این هفته باشم دیروز رفتیم مدل کیک دیدیم قشنگ بودن ولی چقدر گرونه اینجاااا به پوله ما کیلویی 22000 تومن من تا جایی که یادمه ایران بهترین سفارش که با گردو و موز و میوه باشه کیلویی 8000 تومن بود درسته که؟ حالا نه 10000 تومن دیگه 22000 هزار تومن خیلیه مثلا برای 5 کیلو باید 110000 تومن بده وای خیلیه!!!!!!!!  

 

باید دوباره پرس و جو کنم یه راه دیگه هم هست که کیکو عمش درست کنه مربع شکل بعد عکسشو بدم بیرون ژلاتینی در بیارن و خودمون کیکو تزیین کنیم نمیدونم میتونم یا نه ؟؟؟؟!!! 

 

 

دیگه اینکه این روزها خیلی خسته ام کار کردن خیلی خوبه ولی وقتی یه گره تو کار میفته و همه از تو راه حل میخوان چونکه مثلا طرف ایرانی بوده و اینکه منم ایرانیم من باید راه حل بدم و اینکه طرفه ایرانی هم میگه مگه خانم از ایران خبر نداری وضع چجوریه ؟ نمیشه که همه جیزو طبق اونی که گفتیم بشه که 

 آخه منم میگم من میدونم بنده خدا ولی مگه اینهایی  که اینجا کار میکنن یا اون طرفی که تو ایتالیا نشسته و با اینترنت داره سالم و درست کار میکنه این چیزا سرشون میشه  

 

مگه میفهمن که ما تو ایران تا حق فسخ نگیریم معامله نمیکنیم حتی کوچکترین مبالغ 

مگه میفهمن که تو ایران حرف مرد یکی نیست 

مگه میفهمن تو ایران شب که بخوابی صبح پاشی اونی که دیروز میشناختت امروز نمیشناستت 

 مگه میفهمن سیر صعودی قیمت هردمبیله و مثلا امروز اگه 200 باشه ممکنه فردا بشه 20000 

 

همه این موارد هست و کسی هم خبر نداره این وسط اعصاب خردشدنش برای منه  

 

چمیدونم والله کار کردن به ما هم نیومده که حداقل شانس داشته باشیم......

نوشته شده در چهارشنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1390ساعت 01:58 ب.ظ توسط sanam نظرات (0)


 Design By : Pichak